انقلاب واژه ای است که از زمان تشکیل حکومت ها در جوامع مختلف مورد توجه حاکمان و اندیشمندان بوده است و معمولاً حکومت ها تزلزلشان در اثر یک انقلاب و دگرگون بوده است . آنچه که دانشمندان و سیاستمداران یک جامعه برای استحکام نظام حاکم می اندیشند ، در واقع تدابیری است برای جلوگیری از نارضایتی افراد جامعه و در نتیجه جلوگیری از انقلاب و دگرگونی .

انقلاب اسلامی ایران از تحولاتی بود که هنگام وقوعش ، دنیا را به حیرت و تعجب واداشت . استکبار جهانی با تمام دستگاه های عریض و طویلش که در ایران داشت و با همه نفوذی که در دستگاه حاکم پیدا کرده بود چند ماه قبل از پیروزی انقلاب اسلامی ، کشور ایران را جزیره ثبات می انگاشت . با همین ذهنیت خام بود که دشمنان این ملت در نهایت آرامش ، به غارت منابع این ملت مشغول بودند . اسلام که عامل اصلی پیروزی انقلاب بود از نظر شرق و غرب ، تبدیل به یک دین ناکارآمد و بی خاصیت شده بود که به هیچ وجه قادر به حل مشکلات امت مسلمان نبود .

رژیم حاکم بر ایران ، دست نشانده و گوش به فرمان اربابان غربی خود بود اما ملت ایران مانند آتش زیر خاکستری بود که با وزیدن باد ملایمی ، شعله های آن به یکباره زبانه زد و تمام دستگاه حاکم را به آتش کشید .

آری این نفس مسیحایی حضرت امام خمینی (ره) بود که بر پیکر بیمار جامعه وزید و شعله های آتش آن چنان پیکر طاغوتیان را سوزانید که آنان پس از وقوع حادثه ، انگشت حیرت به دهان گزیدند . علت اصلی عدم درک غربی ها و به طور کلی همه دنیا از این انقلاب ، نوع نگرش آنان به دنیا و انسان است . مبنای تحلیل آنان بر اساس ظواهر و طبیعت اشیاء است ، لذا به عمق قضایای ماورای طبیعت نمی توانند نفوذ نمایند . به همین علت هم پس از پیروزی انقلاب مدت ها منتظر بودند که انقلاب به صورت طبیعی به شکست کشیده شود .

مهمترین عاملی که در پیروزی انقلاب اسلامی نقش اساسی داشت ، عنصر مذهب بود که به رهبری حکیمانه حضزت امام (ره) به کار گرفته شد و توانست حکومت 2500 ساله ای را که بزرگترین ابرقدرت جهان پشتیبان او بود را به اضمحلال بکشاند . آن کسانی که توانستند اسلام را دوباره زنده کنند و به مقتضای نیازهای روز به جامعه عرضه نمایند ، روحانیت بودند که در بین آنها یکی از کسانی که در احیای اسلام و یاوری رهبری و آگاه کردن نسل جوان جامعه ، نقش داشت استاد مطهری بود . ایشان دربارۀ انقلاب و خاصه انقلاب اسلامی دیدگاه هایی دارد که در این بخش به آنها شاره ای خواهیم داشت .

تعریف انقلاب

1- انقلاب از دیدگاه غرب

غربی ها تا اوایل قرن حاضر تحقیقات عمده ای درباره انقلاب نداشته اند . اما انقلاب 1917 روسیه باعث نگرانی آنها شد و در نتیجه به بررسی انقلاب پرداختند . اندیشمندان متعددی نظریه پردازی کرده اند که به دو تن از آنها اشاره می کنیم :

الف : کرین برینتون

وی انقلاب را به طور کلی به هرگونه جایگزینی ناگهانی گروهی توسط گروه دیگر در دستگاه حاکم یک کشور اطلاق می نماید . وی بر اساس یک طرح تئوریک آسیب شناسی ، جامعه در حال انقلاب را به بیماری تب داری تشبیه کرده است و تلاش نموده است تا با پژوهش و بررسی آثار و علامت های بیماری و سیر تحول آن ، یک چارچوب مطالعاتی برای بررسی انقلاب های سیاسی در جهان ارائه دهد . وی چهار حادثه بزرگ جهان را مطالعه و با طرح خود مطابقت می دهد . تعریف وی از انقلاب دارای اشکالاتی است که خود او هم به آن اعتراف دارد .[1]

ب : ساموئل هنتیگتون

وی به شیوه جامعه شناسی به انقلاب پرداخته است و معتقد است که به طور اصولی تحولات اجتماعی همراه با بی ثباتی سریع در جوامعی رخ می دهند که به سوی نوسازی و مدرنیزه شدن می روند . از دیدگاه وی هرچه توسعه افزایش یابد تلاش شود تا اثبات سیاسی هم افزایش پیدا کند . او می گوید : انقلاب کوششی است که یک جامعه ، برای مدرنیزه شدن انجان می دهد و به احتمال زیاد ، در جامعه ای اتفاق می افتد که دوره ای از توسعه اقتصادی و اجتماعی را پشت سر گذاشته اند ، ولی توسعه سیاسی آنها هماهنگ با توسعه اقتصادی و اجتماعی نیست . هنتیگتون بر این باور است که در ج.امع توسعه یافته ، انقلاب نخواهد شد ؛ زیرا جوامعی هستند که توسعه سیاسی هم دارند ، ولی کشورهای در حال رشد ممکن است دست خوش انقلاب شوند .[2]

2- انقلاب از دیدگاه مارکسیسم

مارکسیست ها از انقلاب هم یک تحلیل اقتصادی دارند و اساساً ماتریالیسم تاریخی ، انقلاب را از ویژگی دوران سرمایه دار می داند و یا هر دوره ای که نیاز باشد به تحول و گذر از آن مرحله . در اینجا به نظر دو اندیشمند مارکسیست اشاره می کنیم :

الف : مارکس

وی اصطلاح انقلاب را برای هر قیامی به کار برده است ، اما معنی اصلی مورد نظر وی عبارت است از : تغییر در شیوۀ تولید با تغییرات بعدی در همه عناصر تبعی پیچیده اجتماعی . انقلاب مربوط است به انتقال از یک مرحله به مرحله ای دیگر . مارکس معتقد است که در دوره ای خاص از تاریخ جوامع سرمایه داری و صنعتی ، روابط بین کارگر و کارفرما به جایی می رسد که کارگران قیام کرده و ابزار کنترل جامعه را از دست بورژوازی خارج کرده و اساس روابط اجتماعی را تغییر می دهند و لذا به کاربردن زور و ایجاد شورش و طغیان به صورت محدود الزامی است ، زیرا سرمایه داران داوطلبانه حاضر به واگذاری قدرت نیستند .[3]

ب : لنین

آنچه که لنین درباره انقلاب ارائه می دهد چیز جدیدی نیست ، بلکه همان نظریه مارکس است . وی به وقوع یک انقلاب قبل از انقلاب سوسیالیستی معتقد بود . اما به شرط دخالت پرولتاریا آن را عملی می دانست و در جایی هم که مارکس و انگس به آگاهی و بیداری خود به خود کارگران اعتقاد داشتند ، لنین نقش حزب را مطرح می کند و می گوید : کارگران باید توسط حزب تشویق به براندازی سرمایه داری شوند . نتیجه می گیریم که لنین هم معتقد به تغییر ابزار و لوازم تولید در وقوع انقلاب است ، اما نقش حزب را در آگاهی دادن به کارگران و رهبری آنها در شروع و ادامه انقلاب شرط کافی می داند .[4]

3- انقلاب از دیدگاه استاد مطهری

استاد مطهری انقلاب را در لغت به معنی « زیر و رو شدن و یا دگرگون شدن » می داند و در اصطلاح آن را عبارت از « طغیان و عصیان مردم یک ناحیه و یا یک سرزمین ، علیه نظم حاکم موجود برای ایجاد نظمی مطلوب معرفی می کند . » به بیان دیگر انقلاب از مقوله عصیان و طغیان است علیه نظم حاکم برای ایجاد نظمی مطلوب .[5] استاد مطهری ریشه همه انقلاب ها را دو عامل می داند : 1- نارضایتی و خشم از وضع موجود 2- آرمان یک وضع مطلوب و شناخت انقلاب را منوط به شناخت عوامل نارضایتی و آرمان مردمی می داند که انقلاب کرده اند .

تفاوت انقلاب با کودتا و اصلاح

1- تفاوت انقلاب و کودتا

کودتا یعنی اقلیتی مسلح و مجهز به نیروی نظامی در مقابل اقلیت دیگری که حاکم بر جامعه هستند قیام کرده و وضع موجود را به نفع خود در هم می ریزد و خود جایگزین گروه قبلی می شوند . کودتاچی ها اغلب از خارج حمایت می شوند و صالح بودن و نبودن آنان اهمیتی ندارد . در انقلاب مردم حضور دارند ولی در کودتا مردم  نیستند .[6]استاد مطهری با اشاره به برخی کودتاها در مصر و ایران و ... معتقد است که به جز چند انقلاب بزرگ مانند انقلاب فرانسه و چین و ... بقیه قیام ها یا انقلاب نبوده اند و یا کودتا بوده اند . تفاوت دیگر کودتا و انقلاب خشونت است که در کودتا خشونت بیشتری وجود دارد و ... .

2- تفاوت انقلاب و اصلاح

استاد مطهری رفرم و اصلاح را در مقابل انقلاب تصور می کند . به این معنا که در انقلاب تغییراتی اساسی و بنیادی در جامعه صورت می گیرد ، ولی در اصلاح تغییرات تدریجی بوده و برای بهبود وضع موجود است . انقلاب به سرعت انجام می گیرد اما رفرم تدریجی است . انقلاب و اصلاح ممکن است در احوال انسان ها هم رخ دهد ، یعنی فردی به تدریج در جهت اصلاح حال خود برآید .[7]

3- تفاوت انقلاب اسلامی و اسلام انقلابی

این مفهوم یعنی اسلامی انقلابی در مقابل انقلاب اسلامی مطرح است و نمی تواند یک مفهوم کلی باشد ، یعنی درباره هر انقلابی به کار می رود . در اوایل انقلاب اسلامی ایران ، گروهی به نام « فرقان » اصطلاح اسلام انقلابی را اختراع کردند . استاد مطهری تفاوت هایی را برای این دو مفهوم می شمارد که در ذیل به آنها اشاره می کنیم :

1- در انقلاب اسلامی هدف و ماهیت اسلامی است ، در اسلام انقلابی ، اسلامی در نظر است که ماهیت و هدف و معیار انقلابی دارد .

2- مذهب در اسلام انقلابی برخواسته از طبقه محروم است ، پس کفر هم نوعی مذهب است نه بی مذهبی ، لذا اسلام دعوت به جنگ با مذهب می کند نه لامذهبی ، پس اسلام با ماتریالیسم که لامذهبی است جنگ ندارد . در انقلاب اسلامی عکس این نظریه است .

3- در اسلام انقلابی مبارزه محور است ، اما در انقلاب اسلامی ، اسلام محور است .

4- اسلام انقلابی به گذشته بدبین است و آن را سراسر ظلم می داند . انقلاب معتقد است که حق همواره غالب است ، در گذشته و آینده .

5- دربارۀ آینده هر دو خوش بین هستند و اسلام انقلابی پیروزی را مختص محرومین می داند و انقلاب اسلامی پیروزی را از آن مؤمنین می داند .[8]

انواع انقلاب

1- انقلاب فردی

استاد مطهری با اذعان بر اینکه رشته های جامعه شناسی ، فقه و فلسفه تاریخ انقلاب را فقط مربوط به اجتماع می دانند ، بر این باور است که در افراد هم ممکن است انقلاب رخ دهد . به این معنی که افراد هم گاهی دچار تحول و دگرگونی می شوند و بنیان و اساس و اخلاق و منش آنها تغییر اساسی پیدا می کند . استاد مطهری انقلاب فردی را تقسیم به انسانی و حیوانی می کند که در انقلاب حیوانی ، آن حالت های شهوانی جاه طلبانه افراد است که در راستای یک هدف پست قرار می گیرند و در انقلاب فردی – انسانی ، موضوع عشق مطرح است و مفهوم توبه و دگرگونی  فکری و اخلاقی . توبه انقلاب و قیام مظلومین وجود انسان است علیه ظالمین که مانند انقلاب در جامعه می باشد ، یعنی همانگونه که مظلومین در جامعه علیه ظالمین قیام می کنند ، انسان نیز قوای فکری عالیه اش علیه قوای پَست وجودی اش قیام می کند . استاد مطهری توبه را قیام درونی می داند که وجدان اخلاقی انسان علیه حیوانیت و سبعیت به راه می اندازد .

2- انقلاب سیاسی ، مذهبی ، ادبی

استاد مطهری هرگونه طغیان علیه وضع موجود را قیام و انقلاب می داند ، حال این انقلاب گاهی علیه حکومت است که منجر به تغییر آن می شود و گاهی علیه مذهب است و یا ممکن است ادبی باشد ، یعنی شعرا و نویسندگان علیه سبک خاصی طغیان می کنند .[9]

ماهیت انقلاب اسلامی

برای پی بردن به ماهیت یک انقلاب ، باید علل وقوع آن و اهداف و ریشه های آن را بررسی کرد . درباره علل پیدایش انقلاب دو نظریه وجود دارد ؛ یکی اینکه همه انقلاب ها دارای یک ماهیت هستند ، در عین اینکه شکل آنها متفاوت باشد ، یا اینکه علمی ، ادبی مذهبی است . ریشه همه اینگونه انقلاب ها ، اقتصادی است که سرمنشأ آن هم فقر و محرومیت است .[10] گروه دوم محرومیت را شرط اصلی وقوع انقلاب نمی دانند و معتقدند که ممکن است در جامعه ای امکانات و ... زیاد باشد ولی همین جامعه محروم از اظهار عقیده و شرکت در تعیین سرنوشت و ... باشند . استاد مطهری نوع دیگری از انقلاب را ذکر می کند که ماهیت اعتقادی دارد و معتقد است که ممکن است در جامعهای فقر نباشد و آزادی هم داشته باشد ، ولی افراد همان جامعه عقیده به یک مکتبی دارند که اگر احساس کنند ان مکتب در خطر است دست به انقلاب می زنند . استاد مطهری انقلاب اسلامی را منحصر به فرد می داند و معتقد است این انقلاب نه صرفاً یک انقلاب معنوی ، سیاسی بوده و نه اقتصادی . بلکه رمز موفقیت انقلاب ایران در اسلامی بودن آن است .[11]

دلایل اسلامی بودن انقلاب

الف : رهبری

رهبر انقلاب اسلامی بدون شک یکی از برجسته ترین رهبران جهان بود . فردی که اسلام را دوباره زنده کرد و به ملت ایران و همه مسلمانان هویت تازه بخشید . یکی از عوامل مؤثر در پیروزی انقلاب اسلامی ، رهبری امام خمینی (ره) بود که آگاه از رمز و راز و حیات مردم ایران بود و شناخت کافی از تاریخ و جهان اطراف خود داشت .

استاد مطهری فردی است که شمع وجود خود را به شعله های حرارت معنوی حضرت امام (ره) روشن کرده است و سال های متمادی از عمر شریفش را صرفاً به تلمذ و بهره گیری از امام مصروف کرده است . خود استاد مطهری معترف است که مدت دوازده سال در حضور امام شاگردی کرده است ، اما پس از دیدارش با امام در فرانسه هم بر ایمانش افزوده شده و هم بر حیرتش . وی در پاسخ به دوستانش که امام را چگونه دیدی ؟ می گوید : در امام چهار آمن دیدم ، « آمِن به هدفش » اگر همه دنیا جمع شوند از هدفش دست بر نمی دارد . « آمِن به راهش » به راهی که انتخاب کرده ایمان دارد ، شبیه به پیامبران (ص) . « آمِن به مردمش » در میان دوستان احدی را ندیدم که مانند او به روحیه مردم ایران ایمان داشته باشد .

استاد مطهری ایمان حضرت امام (ره) را مانند ایمان اصحاب کهف می داند که در قرآن به آن اشاره شده است که آنها به خداوند ، تکیه و اعتماد کردند و خدا هم بر ایمان آنان افزود . علت اینکه حضرت امام (ره) از آمریکا و شوروی نمی ترسد ، تکیه او به خداست . او شبیه به علی (ع) است که در میدان جنگ به روی دشمن لبخند می زند و در محراب عبادت از شدت زاری بیهوش می گردد . موفقیت حضرت امام نیز از راز و نیازهای او و اشک های سحرگاهی او است . استاد مطهری علت پذیرفته شدن حضرت امام (ره) به رهبری مردم ایران را ، شرایط و ویژگی های فردی ایشان و گرایش شدید مردم ایران به مذهب و اعمال حضرت امام می داند . حضرت امام (ره) با شناختی که از ملت ایران داشت در راستای تحقق خواست های درونی آنان بر طبق موازین اسلام حرکت می کرد .

استاد مطهری معتقد است که مردم ایران به دلیل گرایش شدید به مذهب ، ندای امام (ره) را مانند ندای پیامبر (ص) و امام حسین (ع) و ائمه دیگر یافتند . حضرت امام (ره) نیز مفاهیمی از قبیل آزادی و مبارزه با ظلم را تحت لوای اسلام مطرح کردند و نکته اساسی ، موضوع « جدایی دین از سیاست » بود که هم مردم ایران و هم ملت های سایر کشورهای اسلامی آن را کاملاً پذیرفته بودند . اما زمانی که از زبان یک عالم دینی شنیدند که « دین از سیاست جدا  نیست » و اگر از سیاست دوری کنید مانند این است که از دین دوری کرده اید ، مردم به جنب و جوش افتادند . به عنوان مثال تغییر تاریخ هجری به شاهنشاهی ، تأثیری در اقتصاد مردم ایران نداشت ، اما چنان عواطف مردم را جریحه د ار ساخت که به عنوان یکی از عوامل شتاب زا برای انقلاب مطرح شد .

استاد مطهری معتقد است که مردم ایران به این نتیجه رسیدند که استقلال و آزادی و عدالت اجتماعی ، تحت لوای اسلام عملی است و حضرت امام (ره) با شجاعت و ظلم ناپذیری و دفاع از مظلوم  ،خود واقعی مردم ایران را به آنان برگرداند . ولی نکته اصلی همان است که از ژرفای فرهنگ اسلامی بی می خیزد ، یعنی مردم ایران در طول 1400 سال تمام حماسه هایی که از تاریخ اسلام و ائمه اطهار(علیهماالسلام ) شنیده بودند و با روحشان عجین شده بود ، در حضرت امام (ره) یافتند . ندای حضرت علی (ع) و امام حسین (ع) را از حلقوم مبارک امام خمینی (ره) شنیدند ، حضرت امام (ره) نیز دوباره اصول و فروع دین از قبیل ؛ ایمان به خداوند و توکل و جهاد ، امر به معروف و نهی از منکر و ... را زنده کردند .[12]

ب : ریشه های انقلاب

برای فهم ماهیت انقلاب اسلامی ، یکی از راه های موجود تحلیل ریشه های انقلاب است . استاد مطهری شناخت ریشه های انقلاب را منوط به شناخت و تحلیل تاریخ صدساله اخیر می داند و معتقد است که در قرن مزبور ، حوادثی رخ داده است که با روح جامعه اسلامی در تضاد بوده است و جامعه اسلامی را وادار به عکس العمل و حرکت کرده است . استاد مطهری مواردی از این اتفاقات و رخدادها و شرایط به وجود آمده را می شمارد که عبارتند از :

1-      عدم وجود آزادی و وجود استبداد خشن

2-      استعمار نو به شکل نامرئی که از راه های سیاسی ، اقتصادی ، فرهنگی و ... نفوذ کرده بود .

3-      دور نگه داشتن دین از سیاست

4-      تلاش برای بازگشت ایران به قبل از اسلام

5-      تحریف میراث فرهنگی اسلام و جایگزین کردن فرهنگ ایران باستان به جای آن .

6-      کشتار و شکنجه و آزار مسلمانان ایرانی

7-      تبلیغ و اشاعه مارکسیسم دولتی منهای جنبه اجتماعی و سیاسی آن

8-      وجود اختلاف طبقاتی در جامعه

9-      تسلط عناصر غیرمسلمان بر جوانان مسلمان در سازمان های دولتی

10-   نقض آشکار قوانین اسلامی

11-   مبارزه با ادبیات فارسی که حافظ و نگهبان روح اسلامی ایران است به نام مبارزه با واژه های بیگانه

12-   پیوند با رژیم صهیونیستی و بریده شدن از کشورهای اسلامی

13-   تبلیغ فساد و بی بند و باری با نام آزادی و دفاع از زن

استاد مطهری بر این باور است که مجموعه حوادث و رخدادهای به وجود آمده وجدان مذهبی مردم ایران را جریحه دار کرده بود و عقده هایی به وجود آورده بود که آماده انفجار بود و از سویی دیگر ، با گذشت زمان چهره واقعی لیبرالیسم غرب و سوسیالیسم شرق روشن و آشکار شد و آزادی کمی که در شهریور 1325 بود ، این وجود آمدن را فراهم نمود تا محققین اسلامی بتوانند چهره زیبا و جذاب اسلام را تبلیغ نمایند و مردم نیز استقبال زیادی کردند و نهضت اسلامی از این ریشه ها شکل گرفت .[13]

ج : شعارهای انقلاب

یکی دیگر از راه های پی بردن به ماهیت انقلاب ، شعارهایی است که مردم شرکت کننده در انقلاب سر می دادند ؛ زیرا شعارها ناشی از احساسات درونی افراد است و افکار و خواسته های درونی انسان ها تعیین کننده نوع ابراز احساسات آنان است . استاد مطهری معتقد است همه شعارهایی که در سراسر کشور داده می شد بدون استثناء اسلامی بود ، بدون اینکه کسی به آنها دیکته کرده باشد ، و این شعارها از اعماق جان مردم بر می خاست که الهام گرفته از اسلام بوده است .